تبليغاتX
چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد

خطا از من است که سالها گفته ام "ایاک نعبد" اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام.

نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در شنبه 1391/02/23 |
 ای ابولبابه کاش بودی و می دیدی نه تنها توبه ی تو پذیرفته شد که شاه راهی هم برای ما گناه کار ها شد برای توبه ، توبه که هیچ حاجت ، حاجت دل دردمند

وقتی پشت این ستون با خروار خروار خواهش از خدا که رخصت بده بتونی بری پشت این ستون ، نماز میخونی

احساس میکنی خدا دل رحمتره

احساس میکنی به خدا نزدیکتری

احساس میکنی تا حالا تو عمرت اصلا حس نداشتی

احساس میکنی حتی تو تاریکترین لحظه های زندگیت خدا پشت و پناهته

به چشم خودم حاجت گرفتن و توبه کردن چند نفر رو پشت این ستون دیدم که تو همون آن برآورده شده

ولی این بار دلم واسه مامانم سوخت ، اخه ادم بره مسجدالنبی ولی ستون توبه رو نبینه ، نه تنها واسه مامانم بلکه واسه همه ی مامان های مسلمون ( خانم هارو به این قسمت مسجد اجازه ورود نمیدن ) 

نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در چهارشنبه 1391/02/20 |

 

حرف دلمو به کی بگم

بقیع کلکسیون تضاد ها، مظلوم و ظالم ، ضعیف و قوی ، فقیر و غنی  ، شجاع و ترسو ، سجاد و سرکش ، صادق و خائن  و صدها زوج متضاد که بشر  به دلش هم خطور نمیکنه چه برسه به ذهن. ولی وقتی اونجا کنار این کلکسیون ایستادی و نظاره گر شدی شاید قلبت تپید و تپید و تپید اونقد تپید که آهی از دل بکشی و آرزوی اینو بکنی که ای کاش کبوتر بودی ، کبوتر که محاله شاید یه زاغ سیاه ، سیاه به رنگ گناه ، که به امید شفیع قرار دادن دل پاک ها اومده

بقیع هر کسی پرواز کنه بال هاش به جرم کفر کبود میشه

بقیع هر کی گریه کنه بهش میگن اگه درد داری برو بیمارستان

بقیع هر کی دعا کنه بهش میگن کفر نگو ، کاری  داری برومکه

بقیع هر کی زیارت کنه بهش میگن ...........

بقیع  باید الگو داشته باشی مثل علی ، دلت گرفت نشون نده ، فقط  یا خدا امروز حتی چاه هم رازدار نیس

مرد جفیه قرمز به پشت سریم گفت: " حاجی درد داری برو بیمارستان اینجا قبرستانه ! برو کلینیک ! " اره فارسی میگفت

تو دلم موند که بهش بگم هر دردی واسه خودش بیمارستانی داره  ، درد گناه هم واسه رفتن پیش دکترش شفیع میخاد آشنا میخاد

دل نوشت : خدا جون اگه معصوم هارو میخاییم شفیع قرار بدیم واسه اینه که ...........

 

نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در چهارشنبه 1391/02/20 |
وقتی بیدار شدم و دیدم تو اتاق خودم هستم ، یه بغض گلومو فشرد تا حالا تو عمرم از بودن تو خونه خودمون دلگیر نبودم اخه هر وقت از خواب بیدار میشدم همه ی فکرم رفتن به حرم بود ای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا همش مثل یه خواب بود اره برگشتم خونه روز از نو ولی بد جور مریضم فک کنم چند روز نتونم از خونه بیرون بیام
نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در یکشنبه 1391/02/17 |

شاید این روز ها که کمی برای سفرم توشه جمع میکنم

به چیزایی برخورد میکنم که هیچ وقت به ذهنم خطور نکرده بودن

وقتی غرق خیالاتم هستم

خیالاتی که بیداری رو برام امید میدن

متوجه میشم اصلا دفعه پیش حج نرفته بودم

فقط یه اردو

حتی واسه اثباتش منبع هم پیدا کردم

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-

حضرت سجاد(ع) از شبلی سؤال می‌کند، وقتی به ميقات رسيدی و لباس‌های خود را بيرون آوردی و غسل کردی آيا نيت کردی که با در آوردنِ لباس، نافرمانی خداوند را در می‌آوری و کنار می‌گذاری؟ و آيا نيت کردی که با درآوردن لباس‌های دوخته شده، از ريا و دوروئی و انجام کارهای نادرست، کناره می‌گيری؟ و آيا هنگام غسل احرام، نيت کردی که روح و قلبت را از گناهان و لغزش‌ها می‌شويی؟

شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً به ميقات وارد نشدی و لباس درنياورده‌ای و غسل نکرده‌ای. سپس حضرت سوال کردند که وقتی بدن خود را از موهای زائد پاک می‌کردی و احرام می‌بستی و قصد عمره و حج داشتی، آيا نيت کردی که با پاک کردن موهای زائد، گناهان و زشتی‌ها را از خود دور کنی؟ و آيا هنگامی که احرام بستی، نيت کردی که ديگر هيچ حرامی را مرتکب نشوی؟ و آيا هنگامی که نيت عمره و حج کردی، نيت کردی که از وابستگی به هر چه غير خداست خارج شوی؟ شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً خود را تميز نکرده‌ای و احرام نبسته‌ای و نيت عمره و حج نکرده‌ای.

سپس حضرت سوال کردند که وقتی وارد ميقات شدی و دو رکعت نماز احرام را خواندی و لبيک گفتی، آيا با وارد شدن به ميقات نيت کردی که می‌خواهی به زيارت خدا بروی؟ و آيا هنگامی که نماز احرام می‌خواندی نيت کردی که می‌خواهی با نماز که بهترين اعمال است به خدا نزديک شوی؟ و آيا هنگامی که لبيک گفتی، نيت کردی که تعهد اطاعت به‌خدا بدهی و از تمام نافرمانی‌ها کناره‌ بگيری؟!
آيا هنگامی که وارد محدوده حرم شدی، نيت کردی که احترام تمام مسلمين را نگاه داری و ديگر غيبت نکنی؟! شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً وارد مکه و حرم نشده‌ای!

شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً وارد ميقات نشده‌ای و نماز نخوانده‌ای و لبيک نگفته‌ای!

سپس حضرت سوال کردند: آيا وقتی که به مکه رسيدی و داخل حرم شدی، با ورود به مکه نيت کردی که به دنبال خدا آمده‌ای؟ و آيا هنگامی که وارد محدوده حرم شدی، نيت کردی که احترام تمام مسلمين را نگاه داری و ديگر غيبت نکنی؟! شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً وارد مکه و حرم نشده‌ای!

سپس حضرت سوال کردند که وقتی طواف کردی و حجرالاسود را لمس کردی و در مقام ابراهيم نماز خواندی و سعی بين صفا و مروه کردی،‌ آيا با طواف و لمس حجرالاسود نيت کردی که با خدا دست داده‌ای و ديگر با او مخالفت نخواهی کرد؟ و آيا هنگامی که در مقام ابراهيم برای نماز ايستادی نيت کردی که در انجام فرمان‌های خداوند و دوری از نافرمانی، همت کنی و پايدار باشی؟ و آيا وقتی نماز خواندی، نيت کردی که به حضرت ابراهيم(ع) اقتدا کنی و با اين نماز بينی شيطان را به زمين بمالی؟ و آيا وقتی سعی بين صفا و مروه کردی، آيا نيت کردی که از غير خدا به‌سوی خدا فرار کنی و اين حال تو را خدا ببيند و اينکه هميشه بين خوف و رجاء باشی؟!

شبلی گفت: نه اينگونه نيت نکردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً طواف نکردی و دست به حجرالاسود نزده‌ای و نماز نخوانده‌ای و سعی نکرده‌ای!

**-**-**-**-**-**-**-**-**-**

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوقه همین جاست بیایید بیایید

 

معشوقه همسایه دیوار به دیوار

دربادیه سرگشته شما در چه هوایید ؟

 

صد بار از آن راه بدان خانه برفتید

یکبار از این راه بدین خانه درآیید

نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در دوشنبه 1390/11/24 |

دل خوش از آنیم که حج میرویم/  غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم/ او که همینجاست کجا میرویم

حج بخدا جز به دل پاک نیست/ شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست / هرکه علی گفت که درویش نیست

صبح به صبح در پی مکر و فریب / شب همه شب گریه و امن یجیب

 

سلام

     امروز دقیقا ۵ سال و ۲۸ روز از برگشتم از سفر حج میگذره!!!

تو این مدت احساس میکنم به عهد و پیمان هایی که بین خودم و خدا بوده وفا نکردم.

ولی خدای مهربون دیروز بازم بهم فرصت داد تا دوباره از نو شروع کنم.

اره درسته ! ! !

از قرعه کشی حج عمره دانشجویی اسمم در اومده.

از وفتی تو سایت لبیک دیدم که لبیک اولی رو خدا گفته دارم بال بال میزنم

از دیروز تا الان هیچ کاری نکردم

نه درس خوندم...  نه کار کردم... هیچی... هیچی

ولی همون لحظه اول یادم افتاد که باید از خیلی ها حلالیت بخام

کسای زیادی رو میشناسم که تو این مدت اذیتشون کردم

نمیدونم شاید حلالم نکنن

ولی

چاره ای ندارم جز اینکه با روی سیاه برم پیششون و ازشون حلالیت بخام

شما که الان دارین این مطلب میخونین

اگه شما رو هم اذیت کردم جان من حلالم کنین

دیگه این بار روم نمیشه روسیاه برم پیش خدا.....

---------------------------------------------------------------

پ ن : لطفا اگه ازم دلگیر هستین حتما برام ایمیل بزنین . امیدوارم بتونم جبران کنم

 

نوشته شده توسط مصطفی سید مسلم زاده در چهارشنبه 1390/07/27 |